اخبار برگزیده

دفتر نوروز قسمت دوم

همچنان که خوش خوشک در جاده روان بودیم به وقت غروب از آباده که آبادترین شهر در مسیر پیش رویمان بود گذشتیم و قاعدتا در این قسمت مسیر من شروع کردم به تعریف یک مشت خاطرات تکراری و نخ نما شده از یکی از مهندسان نمونه ی این شهر که با کار و زحمت و پشتکار کارخانه اش را تاسیس کرد و احسان هم همچون شوهرانی با تجربه حرف های تکراری ام را با حوصله شنید و به درستی متوجه شد که من از ترس اینکه او خوابش نبرد دهان به فضل و افاضات گشوده ام.در این لحظه ی نادر ماه کامل به آرامی داشت از پشت کوه طلوع می کرد.سفیدی درخشانش که با طمانینه داشت بر می آمد چشم هر شاعر و ناشاعری را به خود خیره می کرد.چنان که هر دو ما را هم به وجد آورد.

شب شد و پنج ساعت دیگر تا شیراز راه داشتیم.در یکی از ماشین های همراهمان دوستی بود که طفلی در شکم داشت و نا گزیر باید همگی آرام می رفتیم انگار که بار شیشه می بریم شیراز.

من خودم این جاده را وقتی قلب دخترکم در من می طپید و تنها دوماه از پدید آمدنش در من گذشته بود طی کرده بودم و می دانستم آداب سفر زمینی یک بانوی باردار چه است و چه نیست. این که هر نیم ساعت پیاده شود و نرمش کند و راه برود و از توالت های کثیف بین راهی استفاده بکند و هوس لواشک و میوه های نوبرونه و بستنی بکند و به شوهرش با ظرافتی دوست داشتنی بگوید که این وروجک دلش ترشی خواسته یا شیرینی خواسته.

امسال عید و در همین سفر و در همان لحظه که تصمیم گرفتیم از اولین جاده ی خروجی از اصفهان خارج شویم درست در آن لحظه الهام بخش در ذهنم این جمله را نوشتم با بعدا در یک جای خاص به آن اشاره کنم. اینکه آیای خواهد فهمید که دستهای من بیست سال از سنم پیرتر هستند.دستهام که تیره رنگ و زمخت هستند با پوست های ور آمده کنار ناخن هام با ناخن های بلند و کوتاه ،جای چند زخم و سوختگی، جای سه لک،یک گازگرفتگی که تازه است مقام جدیدم در خودخوری هرچند که سرانگشتان بلندی دارم که می توانستند پیانو بزنند یا هر روز شعر تازه ای از من روی کاغذ بنویسند ،دستهایی که آرزو بسیار داشتند.دستهام از من عصبانی اند.

به شیراز رسیدیم از نیمه شب گذشته و پا به خانه اجاره ای می گذاریم در طبقه سوم یک آپارتمان و اولین کشفی که اتفاق می افتد توسط همان خانم غر غرو است که جیغ می کشد: آب سرده ، همه به تکاپو می افتند و هر به طریقی با پکیج ور می رود بعد از اینکه همه نا امید شدند احسان معجزه ای از معجزاتش را رو می کند و تبدیل به هیرو جمع می شود.چنان که به خاطر داشتنش به من هم تبریک می گویند.

خانه دو خوابه در آن محله گل و گشاد شیراز هیچ مفری ندارد برای دود .

صبح فردا دو قسمت می شویم و هر گروه جداگانه عازم بیرونیم.من صبحانه نخوردم و کم کم عصبانیت در من توده میشود.به نظرم همه به شدت کند و زیادی خونسردند.من دائم دوست دارم دیگران را به عجله فرا بخوانم ولی نمی خواهم آدم عجولی به نظر برسم. دلم می خواهد سفرم ریتم تند تری داشته باشد تا خسته نشوم.اما همراهان من بسیار خونسرند.

در باغ ارم اولین مکاشفات مانلی در عالم دوست یابی شکل می گیرد.با احتیاط دست پسرک سپیدرو و چشم آبی را گرفته و روی چمن قدم می زند. کمی بعد هم، رهایش می کند و به سراغ ادامه مکاشفه اش می رود. چه درس هایی به ما می دهند کودکانمان.

ظهر هر ده نفر در رستوران شاندیز مشهد شیراز! جمع شده ایم و از فرط گرسنگی غذا خوردن را به هر آنچه معاشرت می توان نامید ترجیح می دهیم.بعد از ناهار حافظیه و خانه ی زینت الملوک و نا آرامی و خستگی مانلی و کمر درد ناشی از بغل گرفتن مانلی و گم جای ماشین و کلی اضافه راه رفتن و بالاخره برگشتن به خانه.

در حافظیه مرد جوانی بر سر تربت حافظ غزلخوانی می کند با ته لهجه ای شیرین و صدایی رسا. جمعیت فشرده و مشتاق دستمالی به سنگ و شیشه ی دور تربت و جمله ای که در میان ابیات شعر از دهان مرد جوان خارج می شود خطاب به مرد تنومندی که وزنش را روی دست هایش انداخته و دارد به شیشه فشار می آورد که دوست عزیز کمی عقب تر بایستید فشار ندهید و درست بیخ گوش حافظ عزیز مرد تنومند با عصبانیت از خجالت مرد جوان در می آید که به تو ربطی ندارد فلان فلان شده ی !

شب برای دیدن ارگ کریمخانی بیرون می رویم که وقتی می رسیم خیلی دیر است و اجازه ورود نداریم پس به خوردن فالوده ای اکتفا می کنند دوستان و من در خیابان سرگردان پیدا شام برای دخترک می شوم که سر از یک راهروی قدیمی مسجدی در می آورم و برای مانلی آش کارده تهیه می کنم و خودم هم از ساندویج فلافل و آش مذکور گذشتن نمی توانم و روی میز صندلی کمرنگ و کهنه ی ته راهرو می نشینیم دوتایی و با لذت آش و ساندویچ مان را می خوریم و به راستی خوشمزه ترین وعده غذایی سفرمان همین است!

شب تا دیروقت دور هم می نشینیم و چای و شیرینی و پلی استیشن و بعد هم خواب شیرین.روز پنجم هم تمام شده بود و من دور بودن از خانه ام را دوست داشتم.

 


دفتر نوروز قسمت دوم

دفتر محمود احمدی نژاد: بقایی پاکدست انقلابی است YouTube11 ژوئن 2015 دفتر محمود احمدی نژاد از بازداشت حمیدرضا بقایی معاون اجرایی احمدی نژاد در دولت دهم به شدت انتقاد و اتهامات وارد شده به او را رد کرد در ماههای اخیر این  پيام نوروزی ۱۳۹۲ رهبر معظّم انقلاب اسلامی«مدظلّه‌العالی» قسمت دوم + دفتر مقام معظم رهبری پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری پيام نوروزی ۱۳۹۲ رهبر معظّم انقلاب اسلامی«مدظلّه‌العالی» قسمت دوم + لینک دانلود 30 /اسفند/ 1391  پشت پرده حذف «ایستاده در غبار» از اکران دوم نوروزی دفاتر1 روز پیش دفاتر پخش (دولتی یا خصوصی) هیچ گاه دو فیلم با یک نگاه (انقلاب و دفاع پشت پرده حذف ایستاده در غبار» از اکران دوم نوروزی دفتر پخش» یا تهیه کننده ، مقصر اصلی کیست؟ قسمت دوم فیلم شش میلیاردی ساخته می شود 

دفتر نوروز قسمت دوم

دفتر نوروز قسمت دوم

 

نماز جمعه بخش گتاب - حجت السلام دکتر حسین تقی پور امام جمعه بخش

رونمایی از کتاب "نوروز چه روزی است؟" در دفتر آیت‌الله نوری‌همدانی + 29 فوریه 2016 در دفتر آیت‌الله نوری‌همدانی + عکس نشست تشریح فعالیت‌های دفتر تهران آیت‌الله جهان تشیع در سالی که گذشت/ قسمت دوم: تابستان 1394 برنامه نوروزی قسمت سوم آپارات20 مارس 2016 او وان برنامه نوروزی قسمت سوم نوروز 95 تلویزیون او وان او وان مسابقات طناب کشی نوروز ۹۵ روستای کاهک مرحله دوم دفتر خبری شهرستان بر

برنامه نوروزی قسمت سوم - آپارات

مستند برگی از دفتر وجود علم ژنتیک قسمت دوم راسخون19 دسامبر 2015 مستند برگی از دفتر وجود علم ژنتیک قسمت دوم عیدانه (نماهنگ دیدار نوروزی جمعی از مسئولان کشور با رهبر معظم انقلاب 1395/01/18) نماز جمعه بخش گتاب حجت السلام دکتر حسین تقی پور امام جمعه بخش دیدار نوروزی مسئولین و اقشار مختلف مردم با امام جمعه بخش گتاب «قسمت دوم» به گزارش روابط عمومی ستاد نماز جمعه بخش گتاب، به مناسبت سال جدید مسئولین و اقشار   تخم مرغ های رنگی عید نوروز قسمت دوم فروش، رهن و اجاره آپارتمان16 مارس 2016 عید نوروز برابر با اول فروردین ماه (تقویم شمسی)، جشن آغاز سال و یکی از تخم مرغ های رنگی عید نوروز قسمت دوم ارتباط با دفتر مرکزی دلتا گفتگوی ویژه نوروز با وزیر بهداشت، تی وی پلاس مهمان نوروزی دفتر 28 مارس 2015 گفتگوی ویژه نوروز با وزیر بهداشت، تی وی پلاس مهمان نوروزی دفتر دکتر حسن Khandevaneh خندوانه ۹۴ فصل دوم علی‌رضا مرندی قسمت 15  مستند ملازمان حرم قسمت دوم شهید مهدی نوروزی آپارات12 ژانويه 2016 مستند ملازمان حرم قسمت دوم شهید مهدی نوروزی ۵۹۶ قسمت دوم: زندگی شهید مهدی نوروزی به روایت همسر محترمشان دفتر خبری شهرستان بر


منبع این نوشته : منبع
آخرین جستجو شده ها